تاریخ انتشارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۱
انتشار با توجه به مصاحبه اخیر معاون سازمان اداری و استخدامی:

وقتی مدیر شرکت بهره‌بردار ؛ رییس دستگاه حفاری، نیروی عملیاتی و ... گرفتار سقف حقوق هستند!

اعلام سقف ۱۳۰ میلیون و کف ۱۸ میلیون برای حقوق کارکنان دولت، نه دستاورد اداری است و نه نشانه عدالت؛ بلکه تصویری روشن از فاصله عمیق میان تصمیم‌گیری‌های پشت‌میزنشینی و واقعیت نفس‌گیر کار پرسنل عملیاتی صنعت نفت که هر روز با تخصص کمیاب و شرایط طاقت‌فرسا، ستون اقتصاد کشور را سرپا نگه می‌دارند.
کارکنان عملیاتی نفت
کارکنان عملیاتی نفت
محمد امین محبی خبرنگار نفت آنلاین | اعلام معاون سازمان اداری و استخدامی درباره اینکه «کف حقوق کارکنان دولت در سال جاری ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان و سقف پرداخت ۱۳۰ میلیون تومان است»، شاید در نگاه مدیران اداری یک دستاورد باشد، اما برای پرسنل عملیاتی صنعت نفت، این خبر چیزی جز نمایش فاصله عمیق میان واقعیت میدان و ذهنیت پشت‌میزنشینی نیست. اینکه مسئولان با افتخار از تعیین سقف حقوق سخن می‌گویند، نه تنها جای تعجب دارد، بلکه نشان می‌دهد هنوز درک درستی از ارزش تخصص، سختی کار و بار مسئولیت نیروهای عملیاتی وجود ندارد.
 
پرسنل صنعت نفت، همان نیروهایی هستند که کشورهای حاشیه خلیج فارس برای جذبشان رقابت می‌کنند؛ متخصصانی که برایشان حقوق دلاری پیشنهاد می‌شود، چون می‌دانند این افراد فقط کارمند نیستند—این‌ها ستون‌های اصلی امنیت انرژی منطقه‌اند. اما در ایران، همین نیروها باید بشنوند که «سقف حقوقشان ۱۳۰ میلیون تومان» است؛ عددی که روی کاغذ بزرگ است، اما در واقعیت زندگی، چیزی جز یک محدودیت غیرمنطقی و بی‌ارتباط با شرایط اقتصادی کشور نیست.
 
باورکردنی نیست که رئیس دستگاهی که مسئولیت دکل حفاری را برعهده دارد، مدیر شرکت بهره‌برداری که باید شبانه‌روز عملیات تولید را پایدار نگه دارد، یا کارکنانی که در گرمای ۵۰ درجه، آلودگی شدید، فشار کاری سنگین و خطر دائمی حادثه کار می‌کنند، باید حداکثر ۱۳۰ میلیون تومان حقوق بگیرند. تازه این عدد قبل از کسر مالیات، بیمه و سایر کسورات است؛ یعنی دریافتی واقعی بسیار کمتر از آن چیزی است که اعلام می‌شود. وقتی پای تورم افسارگسیخته، کرایه خانه، هزینه درمان، لوازم زندگی، آموزش فرزندان و مخارج روزمره می‌آید، این رقم نه‌تنها بزرگ نیست، بلکه برای سطح تخصص و سختی کار این نیروها، واقعاً ناچیز است.
 
عدد ۱۳۰ میلیون تومان شاید در ذهن برخی مدیران «بزرگ» باشد، اما در زندگی واقعی یک متخصص عملیاتی نفت، این عدد فقط یک «عدد روی کاغذ» است. وقتی هزینه‌ها هر ماه از درآمد جلو می‌زنند، وقتی فشار اقتصادی هر روز بیشتر می‌شود، وقتی شرایط کار سخت‌تر از هر شغل دولتی دیگر است، این سقف حقوق نه‌تنها حمایت نیست، بلکه محدود کردن ارزش واقعی نیروی انسانی است.
 
و کاش فقط مشکل سقف حقوق بود. بسیاری از پرسنل نفت حتی گرفتار کف حقوق شده‌اند. کارکنان ورودی ۹۲، ورودی ۱۴۰۲، و تبدیل وضعیت‌شدگان بند واو و دال—همان‌هایی که در سخت‌ترین شرایط عملیاتی کار می‌کنند—امروز با کف حقوق زندگی می‌کنند؛ کف حقوقی که حتی کفاف یک زندگی معمولی را نمی‌دهد. این یعنی بی‌عدالتی دوگانه: هم سقف برای متخصصان، هم کف برای تازه‌واردان و تبدیل‌وضعیت‌شدگان. نتیجه این سیاست‌ها، فرسایش انگیزه، کاهش بهره‌وری و بی‌اعتنایی به ارزش واقعی نیروی انسانی است.
 
خطاب به معاون سازمان اداری و استخدامی، مسئولین دولتی و نمایندگان مجلس باید گفت: آن‌قدر با افتخار نگویید «سقف حقوق تعیین کردیم». این افتخار نیست؛ این محدود کردن ارزش انسان‌هایی است که اقتصاد کشور روی شانه‌هایشان می‌چرخد.

سقف حقوق نباید وجود داشته باشد و کف حقوق نیز باید واقعی، انسانی و متناسب با شرایط زندگی باشد. همچنین اگر هنری دارید، اگر دغدغه‌ای دارید، اگر واقعاً می‌خواهید عدالت برقرار کنید، فکری به حال کف حقوق کنید . فکری به حال کسانی کنید که با کف حقوق زندگی می‌کنند اما با سقف مسئولیت کار می‌کنند.
 
پرسنل صنعت نفت سرمایه‌های ملی‌اند؛ سرمایه‌هایی که اگر امروز قدرشان دانسته نشود، فردا کشورهای دیگر با آغوش باز آن‌ها را جذب خواهند کرد. اقتصاد ایران روی شانه‌های همین مردان  ایستاده است. سقف حقوق را محدود نکنید؛ نگاهتان را محدود نکنید.
https://naftonline.ir/news/34245/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ترين نظرات