تاریخ انتشارسه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۱
سختی دکل، شیرینی ستاد؛ نابرابری که صنعت حفاری را تهدید می‌کند!

چرا کار بر روی دکل حفاری دیگر برای حفارمردان جذابیت ندارد؟

در حالی که کارکنان دکل‌های حفاری در سخت‌ترین شرایط عملیاتی، دور از خانواده و زیر فشار شبانه‌روزی مشغول تأمین آینده صنعت نفت هستند، موج فزاینده درخواست‌های انتقال از عملیات به ستاد در شرکت ملی حفاری ایران زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است؛ وضعیتی که ریشه آن را می‌توان در فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه نیروهای میدانی و شکل‌گیری احساس تبعیض در نظام پرداخت و مزایا جست‌وجو کرد؛ بحرانی که اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، می‌تواند سرمایه انسانی یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های صنعت نفت کشور را با تهدید جدی مواجه کند.
چرا کار بر روی دکل حفاری دیگر برای حفارمردان جذابیت ندارد؟
به گزارش خبرنگار نفت آنلاین؛ در حالی که دکل‌های حفاری قلب تپنده صنعت نفت کشور هستند و بدون تلاش بی‌وقفه پرسنل عملیاتی، هیچ چاه جدیدی به بهره‌برداری نمی‌رسد، وضعیت نیروی انسانی شرکت ملی حفاری ایران به نقطه‌ای بحرانی و هشداردهنده رسیده است.
 
بررسی‌های میدانی و گفت‌وگوی نفت آنلاین با کارکنان نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر موج سنگینی از درخواست‌های انتقال از عملیات به ستاد شکل گرفته است؛ موجی که مرز میان تازه‌استخدام‌ها و کارکنان با سابقهٔ چندین ساله را درنوردیده است. کار بر روی دکل، با شیفت‌های طولانی، شرایط جوی سخت، دوری از خانواده و فشارهای جسمی و روانی طاقت‌فرسا، دیگر برای هیچ‌کس جذابیت ندارد. بسیاری از کارکنان صراحتاً اعلام می‌کنند که حاضرند حتی با کاهش برخی مزایا، به ستاد منتقل شوند تا از این چرخهٔ فرسایشی خارج شوند.
 
اما آنچه این بحران را عمیق‌تر می‌کند، نابرابری آشکار در سیستم جبران خدمت است. در حالی که پرسنل باسابقه عملیاتی با سختی‌های واقعی میدان دست و پنجه نرم می‌کنند، برخی مدیران و کارکنان ستاد با راه‌های خلاقانه‌ای نظیر «حق ماموریت» و شیوه‌های دور زدن سقف حقوق، درآمدهای به مراتب بالاتری کسب می‌کنند. این دوگانگی باعث شده حتی کارکنان با سابقهٔ دکل‌ها که روزگاری افتخارشان ماندن در میدان بود، حالا با تمام وجود برای ورود به ساختمان‌های اداری تلاش کنند.
 
ورود به ستاد هم خود داستان دیگری است؛ یا باید «کسی را داشت» یا از هفت‌خوان رستم بوروکراسی و روابط عبور کرد. این شرایط نه تنها عدالت سازمانی را زیر سؤال برده، بلکه انگیزهٔ ماندگاری در خط مقدم صنعت نفت را به شدت کاهش داده است.
 
این درد، پدیده‌ای نوظهور نیست؛ نزدیک به یک دهه است که بزرگ‌ترین شرکت حفاری ایران با این بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند و متأسفانه تا امروز هیچ راه‌حل ساختاری، بلندمدت و عادلانه‌ای از سوی دست‌اندرکاران ارائه نشده است. نه برنامهٔ جدی برای بهبود شرایط زندگی و کاری پرسنل عملیاتی اجرا شده، نه نظام جبران خدمت عادلانه‌ای طراحی گردیده و نه الگوی انگیزشی مؤثری برای ماندگاری نیروهای متخصص در دکل‌ها تدوین شده است.
 
زمان آن رسیده که مدیران ارشد شرکت ملی حفاری ایران، وزارت نفت و نهادهای نظارتی به این فریاد خاموش پاسخ جدی دهند. ادامهٔ این وضعیت نه تنها بهره‌وری عملیاتی را تهدید می‌کند، بلکه در میان‌مدت منجر به فرار نخبگان فنی، کاهش کیفیت حفاری و در نهایت آسیب به یکی از مهم‌ترین ارکان اقتصاد کشور خواهد شد.
 
پرسنل عملیاتی شرکت ملی حفاری، ستون فقرات صنعت نفت‌اند؛ نه فقط نیروی کار، بلکه سرمایه‌های انسانی گران‌قدری که شایستهٔ احترام، عدالت و حمایت واقعی هستند. مطالبهٔ به‌حق آنها ساده است: یا شرایط میدان را قابل تحمل کنید، یا نظام جبران خدمت را عادلانه سازید تا «کار در دکل» دوباره به افتخار تبدیل شود، نه عذابی که همه از آن فرار می‌کنند. 
 
این بحران نیازمند اقدام فوری و اساسی برای رفع این مشکل است؛ قبل از آنکه دیر شود.
https://naftonline.ir/news/34224/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ترين نظرات